بی ما ، خود را از صندوق در خواهند آورد
    فردا برای  همه ؛ خطر خواهند آورد 
 
   مردم! اگر نه  بیداری  شما باشد: 
   از. آزادی ،برایمان ؛ سر خواهند آورد.
 

 



تاريخ : ۱۳٩٦/٢/٢۳ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

به مناسبت نخستین سالروز انتخابات 24 خرداد 92

مشق ِ امید به حق راهبر جامعه است

عقل و تدبیر مسیرگذر جامعه است

 

ما به امید گشایش چه خطرها کردیم!

حال،نوبت به دل وچشم وسرجامعه است

 

هیچ مغلوب به غالب شده حاکم بشود؟!

راندن فاتح ِ میدان؛ خطر جامعه است

 

اعتدال ا لبته که خواست ما بوده و هست

سوء فهمش سبب درد سرجامعه است

 

همه باید قدمی رو به جلو برداریم

همدلی از همه باشد، سپرجامعه است

 

جشن تدبیرو امید است وبه تعبیر"امیر"

"روز چسبندگی بیشتر جامعه است"(1)

23 خرداد 1393 – اصغردرویشی امیر

(1) دکترروحانی درجشن انتظاروامید در22خرداد93تالار وزارت کشور



تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٢٤ | ۱:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()


تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱۸ | ٢:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

دل شیدایی مارا کسی اصلا نمی فهمد
رشیدی ،لاغری یا نارسی اصلا نمی فهمد

نمی داند چه ها بر ما گذشت از گردش دوران
نمی پرسد چرا دلواپسی؟اصلا نمی فهمد...



تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱٥ | ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

 

 

 

 "ماهم بـه تورای مـی دهیم ازسر ِجبر"


حضور شیخ ما برای رفع تحدید است

بـرای گـشـا یـش ِدرهــای امّــیـد است

 

تو از دل ِهمین گـفتگوی وی‍ژه بـخوان!

حسن قـبـول ورقـیب ِحسن تجدیداست

*****************************

برجسته ترین حامی تو محمـود است

کزهــمـت وی مـمـلـکـتــی نابـود است

 

ماهم بـه تو رای مـی دهیم ازسر ِجبر

 کانسوی گزیـنهء حسـن،مـسدوداست

****************************

پـشت ِحسـن اوّلـین نفر،رهـبربود

ازجمع خواص و نخبگان،اکبربود

 

با زیرکی خاتـمی وعـارف ومـن

هـمـراهـی ملـّـت،نـفـس آخـربود

****************************

اصغردرویشی – بندرعباس- خرداد 92 ستاد روحانی


 


 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | ٤:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

 

 

"دولت  تـدبـیـر می آید به امّـید خـدا"

 

تـا رقـیبان؛رو،به  سوی ِ قـیـل وقـال آورده اند

مـردم از ایـن  بـیـن؛ رو به  اعـتـدال آورده اند

 

با گـُـل ِ روی ِ خود از ژرفــای ِرنـج ِ زنـدگـــی

جـلـوه ی "روحــا نـی"ِ ما را  جـلال آورده اند

 

خـسـتـه از افراط وتـفـریـطند وازنقـص وخـطا

رو بـه اصـلاحـات وبه سَمتِ  کـمال آورده اند

 

چـشم ها درآســمـان شــب بـه مـاه ِهـاشـمیست

در غـیـا ب مـــاه رو بـه ایـن جـمـال آورده انـد

 

گـفـتـمـان ِ شـیخ ِ ما؛ تدبــیـروعـقـلانـیـت است

هرچه بعضـی ارمغـا نی چون جــدال آورده اند

 

مرزبــا نـان ِ خـلـیـج ِ فـــارس؛ بـا موج  ِامـیـد

سازه هـای خُـدعـه راخـوش درزوال آورده اند

 

نـخـبگان درخـانـه اند و دیگران در راس کار

زور دارد ؛ نـخـبـه را در اعــتــزال آورده اند

 

عرصه حتی برا ُولِیْ الْا َلْبَابِ میهن تنگ شـد

تـا چه حــدّ در مُــلـْـکـْداری،ابــتذال آورده اند!

 

دولـت ِ تـــد بــــیــــر می آید به امّـیـــــد خـدا

انـتخـا ب  ِ مـردمــی را گـر مجـا ل آورده اند

 

بـس فضای  ِ پـادگانی را همین ملت شکـسـت

بـارها مـردم به ایـن مـیـدان؛ مـدال آورده اند

 

مـردم از تـبـلیـغ روحــانی نـبایـد خسـته شـد!

تا چـنـین در کـارِ قا نون اخـتـلـا ل آورده انـد

 

وای ازآن روزی که بی تدبـیری ازنوگـل کند

دخــل ِ درویشی  به  حُـکم ِ انفصال آورده اند

 

اصـغــردرویــشـــــی -7خـرداد92

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | ٤:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

 

 

 

"امـید آینده ی ایـران و ایـرانی "

 

نگاه شیخ مابه سمت وسوی روحانیست

حسن،گـزینه ی مـن وشیخ رفسنجانیست

 

امیـن رهبـراست و هـمـدل ِمـیـانه روان

امــیـد ِ آیــنـده ی ایــــران و ایــرانیست

 

بـبـین شـیرِخطّه ی سُرخه ی سمنانست

چنین ؛ صاحب ِ نَفَس ِ گرم ِ رحمانیست

 

هــوا پس است و اقـناع توده ها دشوار

تـلـاش مـا تـلـنگربه توهرمـزگـانـیسـت

 

فــریـب مـدّعـی را نخوریـد ای مـردم!

کـلـیـد تـدبـیـر؛ دسـت این روحا نیسـت

 

بـنـفـش؛درامـتـداد سبـــزوسرخ وسفید

نـمـاد ِاعـتدال است ورنـگ عقلا نیست

 

نه عین سـازندگی است ونه اصـلاحات

گـُـلـی از دوتــفـکـرِخـــوب ِایـمــانـیسـت

 

صـدای روحانی ازمیانهء چــپ وراست

نــــدای آزادی انــســان ِقـــرآ نـــیـســت

 

گزینهء ما امـیر؛خـود،سـیاستـمَـردـیست1

نــه آدم فــلانـی ونـه پـــیــک بهمانیـست

 

اصغردرویشی( امیر)- 6 خرداد 92

1)       سیاستمرد= رجل سیاسی

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | ۳:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

 


"بوی کباب"

نمی دانم کجا و درستاد چند کس عضوی

تو ای که در پَی ِ بویی بسان ِ گربه سانان؛

          سوی بازار طلای خلوت موژان1هویدایی

سرابی دیده ای از دور

            تو؛ اینجا نمی مانی

ببین من کی ترا گفتم

ترا بوی کبابی چند روزی در توهّم کرده اینسان مست

می دانی که به اندیشه اصلا نیستی پابست

تو، با ما نمی مانی

ببین من کی ترا گفتم

سراغ از ما نمی گیری

یقین دارم پی ِ چرب کباب قدرت آماده ای تو پست

وفایی درتو به اندیشه ی اصلاح ِ مُلکی نیست

جان به جان کنندت، تو؛سگ یک لقمه ی نانی

ترا من می شناسم

کی قناعت می کنی به بیسکویت و چای روحانی

نـَمانـَـد هاشمی

فردا نمی مانی

ببین من کی ترا گفتم.

اصغردرویشی - 27 اردیبهشت 92

 1)ستاد مرکزی دکتر روحانی واقع در بازار روز بندرعباس که به ستاد آیت الله هاشمی رفسنجانی تبدیل شد.

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | ۳:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

" حکم حکومتی "

آن حکم حکومتی الان نیاز هست

از خلق ِحماسه مگر احتراز هست؟

 

یک فرصت ِبزرگ ازدست می رود

درپیش رو گام سرنوشت ساز هست

 

آنجا برای ختم سوال آمدی

اینجا دگر واقعا به تو نیاز هست

 

آنجا که مردم و حاکمان،روبروی همند

حاجت به دعا و دورکعت نماز هست

 

تشخیص این مصلحت دگر نه با غیر است

 آن حکم حکومتی الان نیاز هست.

 

اصغردرویشی امیر- 1 خرداد 92



تاريخ : ۱۳٩٢/۳/٢ | ٥:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

امیدها را چه ناامید گرداندند

دل شکسته ی ما را شهید گرداندند

 

مرا بغض می کشد آخر همین ایام

چنانم به فراق نهدید گرداندند

 

به دریای غصه غوطه می خورم اینک

به غصه ام دچاری شدید گرداندند

 

به انتظار صبح ،شبی را گریستم

به گریه ،چشم ها را سپید گرداندند

 

امیرمن امیدم به یک خدا باقیست

خداشناسان که ناامید گرداندند.

 

اصغردرویشی امیر -1 خرداد 92

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۳/٢ | ٥:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

وقتی که هاشمی آمدنگارعید بود

دلهای ایرانیان  پُر از امیدبود

 

عقل از میانه،رخت بربسته بی گمان

رد ِ  صلا حیّت   ایشان  بعید  بود

 

دربی حضوروزنه ی سنگین هاشمی

منظورشان از حماسه پس سعید بود!

 

دیدم بنای بی ستونی فرومی ریخت

چشم است دیگرچه کنم توی دید بود

 

حجت ، برای  ملت  ایران تمام شد

مقصود،این حُرمت ِخون ِشهید بود

 

نامش بزرگ بودوبرای همیشه ماند

هرچند  که زیر ِ یورش ِ شدید بود

 

این جبهه آرایش نوی طلب می کرد

محتاج ِ  خاورْ میانه ای  جدید بود

 

پیداترازهمیشه شد آن گوهر نایاب

یک  مدتی  در صدفش  ناپدید بود

 

آنسوی هاشمی،امام وانقلابی نیست

حق کشتن ازیَدِ اراده ای پلید بود

 

"ان شانئک هو الابتر"این هم هست

ازحق،عبور کردن تِزِ یزید بود

 

من که نبودم امیرهم که گفته نیست

پس ماجرا زیرِ سر ِ تو؛ وحید بود.

اصغردرویشی امیر- شبانگاه 31 اردیبهشت 92

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۳/۱ | ۱:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

"ساعت هفده و سی دقیقه"

نفسهایمان درون سینه حبس شده

چه می کنند مردان ِبزرگ ِ دوران؟!

 

بگو مردم ایران هنوز منتظرند!

زجاکنده شوای مرد!ببارچون باران!

 

"ساعت هفده و پنجاه دقیقه"

 

مبارزات ِ ما یک قدم،جواب داد

به خاک،بوی امید را سحاب داد

 

درست پیش ازآنکه بخشکدازریشه

نهال ِ تشنه راازحضور،آب داد

 

به شوق واشراق ِدل ازدماوندآمد

شب ِ تیره را شعاع ِ آفتاب داد

 

جوانان وطن را که بینشی دارند

مجال حضوروشورانتخاب داد

 

بیا که استاد درس اعتدال آمد

به انحراف،زنهار ِاجتناب داد

 

من ازفایده ی برگ ِسبز میگفتم

که درس ِعالیتری عالیجناب داد

 

به آرامش دریا،گذشت چون طوفان

به راحت نشین ِساحل،اضطراب داد

 

امیر،امروز روز شادمانی ماست

مبارزاتما ن؛ یک قدم جواب داد

اصغردرویشی- 21 اردیبهشت 92



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/٢٢ | ٥:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

بگو با پیر ِ مردان سیاست

بیا محکم به میدان سیاست

به نفع مردم وخیرنظامست

بکوشی گر به سامان سیاست

اصغردرویشی(امیر)- 15 اردیبهشت 92



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱٩ | ٢:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

هردلیلی را که ما می آوریم انگار هیچ

هرچراغی را برافروزی به چشم تار هیچ

هرچه گفتیم و نشان دادیم و به هر در زدیم

چشم و گوش و دست آقایان سکاندار هیچ

ذره ذره سوختیم و دود و خاکستر شدیم

ای دریغ از یک فروغ آتش هشدار هیچ

یک خم ِابرو به آن روی ِ مبارک هم میار!

پشت ِ هم هرچه خطا کردی و شد تکرار هیچ

هرچه می کوشیم و از آن بیش،در می آوریم

پای ننْهاده  به  ایوان  در ِ بازار هیچ

سکه ی یک پول گردی مثل درویشی ،امیر!

ملتی را کرده ای در چشم عالم خوار هیچ؟

اصغردرویشی – فروردین 92 -  بندرعباس



تاريخ : ۱۳٩٢/٢/۱۱ | ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

 

    "شیخ ارشد "

 

یاد باد از خطبه های شیخ ارشد هاشمی

بلبل ِ خوشخوان ِ باغ ِ سبز ِ احمد ؛هاشمی

 

هرچه می کوشند بر تخریب وی بد حاسدان

عاقلان دانند می باشد سر آمد هاشمی

 

سیل بنیان کن بسی آمد به راه انقلاب

بر ره ِ سیلاب،بی اغراق شد سد؛هاشمی

 

هرزمان قصد طمع کردند به اظهار وی

دشمنان را مشت محکم بر دهان زد هاشمی

 

من خمار خطبه های هاشمی هستم امیر!

جام دل را نور ایمان می نماید هاشمی

 

اصغرامیرالدین درویشی(امیر)

بندر عباس-اردیبهشت 90



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢٥ | ۱:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

"در سوگ شکیبایی"

 

درد ا که رفت ا ز میان ما  شکیبایی

با رفتنش ، رفت  ز دلها ،  شکیبایی

 

مردی هنرمند و مهربان وخوب مُرد

اومُرد وزنده شد به جهان ناشکیبایی

 

از وی بجا مانده  یاد گا رهای  خوش

بر جا نها ده  است  اثرها ؛ شکیبایی

 

با  مر گ  خسر و  هنر  سینما  گر ی

دار د  بسی  فا صله ها، تا  شکیبایی

 

رفت از جهان، خسرو اهل هنر امیر!

بربا د  رفت طا قت من  با  شکیبایی.

 

مردادماه 1387 - لاهیجان

( اصغرامیرالدین درویشی متخلص به امیر شاعر وفرهنگی هرمزگانی)

 

 



تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٢٥ | ۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

" به حتم زیر ِسرِ مسعودبهنود است"

 

حساب بانگی ِ شعر وترانه مسدود است

مجال ِاجتماعی ما نیز محدود است

 

نه اینکه مسئله مائیم در جهان ِ هنر

تمام ِ مسئله،امروز بود و نابود است

 

نجُسته آب ِگوارایی از دماوندش

هوای کلان شهرِادب،همچنان دود است

 

به این شرایطی که حاکم است بر عالم

گمان ِ ابتکار ِ عمل؛دست محمود است

 

به انتهای این لبه از پرتگاه ِ خیال

فضای فرامرزی عالم،مه آلود است

 

به آزمون ِسیاست و فرهنگ و آزادی

بشربه پیچ و تاب ِ راه چاره،مردود است

 

متاع ِعشق ندارد دگر به عالم ؛سود

تجارت ِ کالای ِ اطلاع ،پُرسود است

 

مجله ها،روزنامه ها و اینترنت

به انتشار شعر من،اگرچه موجود است

 

هنوز شعر ِمرا چاپ نکرده اند،امیر!

به حتم؛ زیر ِسرِ مسعود بهنود است.

 

اصغردرویشی(امیر)-تابستان 89



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/۱۱ | ۸:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

"سپاس "

تقدیم به مردم شریف و خونگرم هرمزگان وبه همه عزیزان و نزدیکان و دوستان در بندر عباس و هرکجای میهن سربلندم ایران که بر بنده منت نهاده و در جریان هشتمین دوره  انتخابات مجلس شورای اسلامی لطف و عنایت خود را به این بنده حقیر گسیل داشتند و  درویشی رادر جهانی ازآشوب با قدمی یا قلمی یا دِرَمی یاری نمودند.

 

دوستان از لطف و احسان شما متشکرم

ای عزیزان از شما هریک جدا متشکرم

 

از جوانان غیور و مردم این مرز وبوم

وز حکیمی ساکت و بی ادعا متشکرم

 

ای به فضل و دانش و عشق و هنر آراسته

ای پدر! ای معدن عشق و صفا متشکرم

 

هرکسی منت نهاد ازسویی ازاین آب وخاک

هرکه برمن لطف کرد از هرکجا متشکرم

 

هر که رای انداخت در صندوق ها با نام من

از رفیق و دوست و  نا آشنا متشکرم

 

 درستاد نشرافکارم جوانان ساعی ا ند

ازصمیم قلب ، از این بچه ها متشکرم

 

من هواداری ندارم غیر از این آزادگان

مرحبا بر سرو آزاد ورها متشکرم

 

ضربه خوردم ازرفیق نیمه راه ونارفیق

از رفیق ابتدا تا انتها متشکرم

 

دشمنان من به سویم سنگها انداختند

از خدا از اینهمه دفع بلا متشکرم

 

خیل بدخواهان خود را گرچه من بخشیده ام

لکن از این حاسدان تاهست نامتشکرم

 

بعضی از جریان ها از ما حمایت کرده اند

از عموم خلق وآن جریانَها متشکرم

 

از خرد ورزان و استا دان و دانشگاهیان

از عزیزان در تمام حوزه ها متشکرم

 

از رقیبان بزرگ صاحب اندیشه ام

از بیان وطرح آن اندیشه ها متشکرم

 

بس کبوتر آمد و بر بام درویشی نشست

از کبوترهای این بام و هوا متشکرم

 

من به تکلیفم عمل کردم به هرصورت امیر!

این هم از توفیق حق بود ازخدا متشکرم

اصغردرویشی (امیر)

بندر عباس -اسفند ماه 86

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/٢/۱٩ | ٤:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

 

«درد عشق»

دردی که به هیچ روی درمانش نیست

جز وا ژه’ عشق هیچ عنوا نش نیست

 

یارای گرفتن زر ا ز کانش هست

پروا ی گرفتن تن وجا نش نیست

«مرد  عشق»

این فصل به ختم روزگار می انجامد

وصلت که به آن د یار می انجامد

 

این شیوه که باز هم گرفتی در پیش

از نو به ظهور شهریار می انجامد

 

اصغردرویشی[امیر)-بهار85



تاريخ : ۱۳٩٠/۱/۸ | ٦:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()

 

 

«درد عشق»

دردی که به هیچ روی درمانش نیست

جز وا ژه’ عشق هیچ عنوا نش نیست

یارای گرفتن زر ا ز کانش هست

پروا ی گرفتن تن وجا نش نیست

 «مرد  عشق»

این فصل به ختم روزگار می انجامد

وصلت که به آن د یار می انجامد

 این شیوه که باز هم گرفتی در پیش

از نو به ظهور شهریار می انجامد

 

اصغردرویشی[امیر)-بهار85

 

 

 

 

 

 

 

 

 

‌‌‌‌‌‌‌‌

                                                

 

  

 

 

 

 



تاريخ : ۱۳٩٠/۱/۸ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : امیرالدین اصغر درویشی (امیر) | نظرات ()